قطبالدين محمد بن محمد رازي تحتاني در سال 1362م/ 763 ه ق به دمشق رفت و در بيست و پنجم ژوئيهٴ سال 1365 درگذشت، درحاليكه درآن هنگام بيشاز 70 سال داشت.
قبلاً (مقدمه 2، 1880) بهيكي از آثارش، يعني المحاكمات اشاره كردهام كه بحثي راجع به اختلاف عقيدهٴ فخرالدين رازي و نصيرالدين طوسي (سيزدهم ـ 2)، درباب كتاب الاشارات والتنبيهات ابن سينا (يازدهم ـ 1) دارد.
او شرحي بر كتاب معروف زمخشري (دوازدهم ـ 1)، كتاب الكشاف عن حقايق التنزيل و بر دو رساله در منطق نوشت بهنام هاي شرح
رسالهٴ شمسيهٴ كاتبي قزويني (سيزدهم ـ 2)، و شرح
مطالعالانوار محمد بن ابي بكر ارموي (متوفا 1283م/ 682 ه ق در قونيه).
حمدالله مستوفي
مورخ و دايرةالمعارفنويس ايراني كه به فارسي نوشت (متولد حدود 1281م/ 680 ه ق، زنده تا سال 1340م/ 741 ه ق).
حمدالله بن ابي بكر مستوفي قزويني1 در قزوين زاده شد. اجدادش عرب و شيعي بودند.
البته او خود را از اعقاب حرّ رياحي ميدانست كه در راه امام حسين [ع] در كربلا كشته شد (680م/ 61 ه ق). او خود شيعي موٴمني بود. جدش امينالدين نصر مستوفي عراق بود و اين عنوان و مقام در آن خانواده باقي ماند. در هر حال، حمدالله و برادرش زينالدين محمد در زمان خدابنده از سوي رشيدالدين وزير سِمَت مستوفي داشتند. حمدالله از اعضاي محفل ادبي آن وزير بزرگ بود و فرصتهاي زيادي براي ديدار علما و كسب اطلاعات دست اول داشت. تاريخ تولد و وفاتش معلوم نيست. ولي از آثارش ميتوان دريافت كه در حوالي سال 1281 زاده شده و در سال 1340 هنوز زنده بوده است.
سه اثر او بهدست ما رسيده است. تاريخ گزيده (1330)، ظفرنامه (1335) و نزهةالقلوب(1340)، كه اينك بهويژه آخري را توصيف خواهم كرد، كه براي مورخ علم داراي ارزش بيشتري است.
1. تاريخ گزيده كه در سال 1329 ـ 1330 به انجام رسيده و بهنام غياثالدين محمد پسر رشيدالدين فضلالله وزير است (او در سال 1336 كشته شد). در آغاز آن 23 مأخذ عربي و فارسي ذكر شده و بحثي درباب مراحل مختلف تاريخ و عقايد مربوط به حادث (يا قديم بودن) عالم آمده است. پس از آن مقدمه (فاتحه)،
تاريخ به شش باب تقسيم ميشود: 1) انبياي اولوالعزم و رسل؛ 2) شاهان ايران در دورهٴ پيش از اسلام؛ 3) پيامبر اسلام[ص]؛ صحابه و